سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد ...
نوشته شده توسط کامیار   
چهارشنبه, ۰۴ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۰۷

خبر هایی که این روزها از ایران به گوش می رسد دل هر انسان آزاده ای را به درد می آورد. با سنجیدن این اتفاقات در ظرف زمانی خویش متوجه می شویم که عمق خشونت ها به حدی است که در تاریخ این خاک بی سابقه است. اگر در زمان چنگیز و تیمور سر می بریدند و چشم در می آوردند، نه قانون اساسی وجود داشت و نه ادعای حکومت شرع، و نه حتی بشر به بلوغی رسیده بود تا حقوقی پایه ای با عنوان حقوق بشر برای خود ثبت کرده باشد. اهمیت موضوع به حدی است که اگر برخورد جمعی و مناسبی با آن نشود، نه تنها مایه سرافکندگی مسئولین حکومتی، بلکه لکه ننگی تاریخی برای ایرانیان و شیعه مداران خواهد بود. به گواه تاریخ، ما هیچگاه قومی وحشی نبوده ایم و همیشه مورد تعرض دیگران قرار گرفته ایم. حال چه رخ داده است که دنیا شاهد چنین وحشی گری از سوی یک عده ایرانی بر علیه جوانان هموطن خودشان است، نیاز به ریشه یابی جدی دارد. حداقل کاری که از بسیاری از ما بر می آید گفتن و نوشتن و دقیق شدن بر روی این پدیده بسیار شوم است. در این شرایط سکوت کردن به نوعی برابر با نشستن و تماشا کردن خانه ایست که در آتش وحشی گری می سوزد. نباید شک داشت که شعله های این وحشی گری، اگر به طور ریشه ای خاموش نشود، در آینده ای دور یا نزدیک گریبان تک تک ما را خواهد گرفت.

ادامه مطلب ...
 
رای من غلامحسین کروبی
نوشته شده توسط کامیار   
سه شنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۰۲

به غلامحسین کروبی رای می دهم به شش دلیل:

  1. خرد جمعی: حضور تفکرات متنوع در تیم و برنامه او
  2. عقلانیت سیاسی: بر مبنای برنامه و تفکر سیاسی و نه امواج احساسی، تفکر حزبی
  3. برنامه کارشناسی شده: برای ماه ها و شاید سالها (از دوره قبلی انتخابات و تشکیل حزب) روی برنامه او کار کارشناسی شده است
  4. تیم عملگرا و شجاع: آقای کرباسچی و پروژه شهرداری تهران و اصفهان، آقای باقی و پروژه حقوق بشر، آقای مهاجرانی و وزارت فرهنگ دولت خاتمی، آقای عبدی و دید استراتژیک + پروژه آمار و نظر سنجی و ...
  5. ایستادگی و لر بازی در زمان لازم: درسی که از دوران خاتمی باید می گرفتیم: نجابت اگر چه عالی است، اما در وادی سیاست تیغ را کند خواهد کرد
  6. دو برنامه ریشه ای: کوتاه کردن دست دولت از درآمد های نفتی، نهادینه کردن حقوق شهروندی و حقوق بشر
 
حسین پناهی، کودکی ها و سایه خیال
نوشته شده توسط کامیار   
دوشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۳۲

آلبوم سلام، خداحافظ حسین پناهی یکی از زیبا ترین همراهان من در این چند سال بوده است. مدام گوشش می دهم، و هر بار نقشی نو به وجودم می زند.انگاری هر چه بیشتر می شنوم برایم نو تر می شود. و این زیبایی ها دو چندان می شود، زمانی که شریکی در حس های پناهی گونه ات می یابی.

چند روز پیش برای اولین بار متنی نثرگونه از پناهی خواندم، هدیه ای از محسن عزیز. مقدمه مجموعه من و نازی. دوست دارم این متن بی نظیر را با همه آنها که دوستشان دارم شریک شوم:

ادامه مطلب ...
 
در جست و جوی جوهر نیلی
نوشته شده توسط کامیار   
شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۱۴

نوشتن به زبان مادری لطف دیگه ای داره.

حدود پنج شش سال پیش شروع کردم به نوشتن وبلاگ در ایهام، که جسته و گریخته سه سالی ادامه داشت. برای چند سالی درگیر روزمرگی شدم و تا بالاخره چند ماه پیش هوس کردم دوباره بنویسم، بیشتر برای دل خودم. نوشتن به زبان انگلیسی تجربه جالبیه، اما زبان مادری لطف دیگه ای داره. خلاصه هوس کردم دوباره گهگاهی فارسی بنویسم. نمی دونم از کی و کجا. هر چه پیش بیاد. اسم وبلاگ جدید رو از این نوشته حسین پناهی برداشت کردم:

گوش کن!
به جای عشق و جست و جوی جوهر نیلی،
می شود چیز های دیگری نوشت!
بر امواج صوتی معلق در فضا
هم زمان جمع ضدین می شود!

...
خنده و گریه،
تولد و مرگ
...

 


کپی رایت © 1388 جوهر نیلی. کلیه حقوق محفوظ لست.
جوملا! نرم افزار رایگانی است که تحت مجوز GNU/GPL منتشر شده است.